آقاجون!!!

به انتظار و امیدی نشسته ام که بیائی ،
بیائی و گره از کار بسته ام بگشائی
دلم گرفته ازین جمعه های خلوت و غمگین ،
دلم گرفته ازین لحظه های تلخ جدائی
غبار آمدنت را ندید قطره ی اشکی ،
اشاره ای به ظهورت نکرد دست دعائی